وبلاگ بچه های حقوق شهید بهشتی
وبلاگ حقوقدانان جوان 
قالب وبلاگ

چت روم


 

هر چه میخواهد دل تنگت بگو

[ دوشنبه دوازدهم دی 1390 ] [ 0:39 ] [ سید محمد حیدری ]

در برابر هر زن...

در برابر هر زن ضعیفی که خسته از صفت "ضعیف"است 

مردی وجود دارد که از"قدرت کاذب"رنج می برد.

در برابر هر زنی که خسته از صفت "حماقت" است

 مردی وجود دارد که از پوشیدن نقاب "عقل نمایی" رنج میبرد.

در برابر هر زنی که خسته از برچسب "احساسی بودن" است

 مردی وجود دارد که از "حق گریه کردن و حساس بودن"محروم بوده است.

در برابر هرزنی که از آنکه به عنوان یک "شیء جنسی "قلمداد شود دلگیر است مردی وجود دارد که نگران "توان جنسی" خود است.

در برابر هرزنی که از "دستمزدی" که شایستگیش را دارد محروم است مردی وجود دارد که "مسئولیت اقتصادی" انسان دیگری را بالاجبار به دوش میکشد.

در برابر هر زنی که"اسرار مکانیکی"ماشین را نمیداند مردی وجود دارد که نمیداند چگونه تخم مرغی را آب پز میکنند.

در برابر هر زنی که برای ازادیش قدم بر می دارد مردی وجود دارد که راه آزادی را باز می یابد.

نژاد بشر پرنده ایست با دو بال:یک بال مونث و یک بال مذکر

تنها اگر دو بال به طور مساوی رشد کند...نژاد بشر میتواند پرواز کند!

[ پنجشنبه یازدهم مهر 1392 ] [ 1:55 ] [ دانیال نصیری ]

[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 17:32 ] [ دانیال نصیری ]
ارتفاق در لغت به معناي تكيه كردن بر آرنج، از چيزي ياري گرفتن در رفاقت كردن است.
  در اصطلاح حقوقي نيز حق ارتفاق عبارت از حق كسي در ملك ديگري است، براي كمال استفاده از ملك خود.
  حقوق دانان در تعريف حق ارتفاق مي‌گويند، حق ارتفاق حقي است كه به موجب آن صاحب ملكي به اعتبار مالكيت خود، مي‌تواند از ملك ديگري استفاده كند. مانند حق عبور، يا ناودان و يا حق داشتن پنجره. مثلاً‌ كسي براي آبياري و يا رفتن به ملك خود، مي‌تواند از ملك ديگري عبور نمايد. اين حق از آثار مالکيت است.
 
خصوصيات حق ارتفاق
   الف) حق ارتفاق قائم به ملك است و اختصاص به زمين دارد؛ يعني اينكه به سود مالك زمين خاصي برقرار مي‌شود و هر كسي كه مالك زميني شد، مي‌تواند از اين حق استفاده كند و به طور معمولي حق ارتفاق در دو زمين متصل و نزديك به هم به وجود مي‌آيد.
  ب) حق ارتفاق تابع ملك و فرع بر مالكيت زمين است؛ به اين معني كه نمي‌توان آن را جداگانه به ديگري انتقال داد، و همواره با زمين منتقل مي‌شود.
  ج) حق ارتفاق دائمي است؛ اگر چه مالك مي‌تواند براي مدت محدودي براي ديگري حق ارتفاق ايجاد كند.
  د) حق ارتفاق قابل تقسيم نيست؛ منظور اين است كه اگر حق ارتفاق به سود ملكي مشاع (مشترك) برقرار شده باشد، پس از تقسيم ملك، حق ارتفاق فقط به سود يكي نخواهد بود، و هر كدام به طور مستقل حق استفاده از اين حق را خواهند داشت همان‌طور كه ماده 103 قانون مدني بيان گر آن است.
 
تفاوت حق ارتفاق با حق انتفاع
  به طور کلي مي توان فرق هاي حق ارتفاق و حق انتفاع را در موارد ذيل بيان کرد:
  1) حق ارتفاق اختصاص به غير منقول دارد. ولي حق انتفاع ممكن است به مال منقول يا غيرمنقول اختصاص يابد.
  2) حق ارتفاق براي ملك است ولي حق انتفاع براي شخص.
  3) حق ارتفاق دائمي است ليكن حق انتفاع جز در موارد خاص، موقت است.
 
اسباب ايجاد حق ارتفاق
 حق ارتفاع با شيوه هاي ذيل ايجاد مي‌شود:
 1) قرارداد؛ كه به طور معمول‌ حق ارتفاق با همين شيوه ايجاد مي‌شود همان طوري كه ماده 94 قانون مدني در اين زمينه مقرر مي‌دارد كه صاحبان املاك مي‌توانند در ملك خود هر حقي را كه بخواهند نسبت به ديگري ايجاد كنند. پس مالك زمين و ملك مي‌تواند، با قراردادي حق عبور يا حقوق ديگري را به شخصي واگذار كند.
 2) قانون؛ ممكن است حق ارتفاق ناشي از حكم مستقيم قانون و مربوط به وضع طبيعي املاك باشد. مثلاً زميني كه بالاتر از زمين ديگر است، بر حسب طبيعت كه قانون نيز آن را محترم مي‌شمارد؛ داراي حق ارتفاق براي فاضلاب و آب باران نسبت به زمين پائين‌تر است؛ همان طوري كه ماده 95 قانون مدني مقرر مي‌دارد:
«هرگاه زمين يا خانه كسي، مجراي فاضلاب يا آب باران كسي بوده، صاحب آن خانه يا زمين نمي‌تواند جلوگيري از آن كند، مگر در صورتي كه عدم استحقاق او معلوم باشد.»


برچسب‌ها: حقوق مدنی
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:38 ] [ دانیال نصیری ]

صد در صد به نفع زنان




تجریفرهاد تجری
نایب رئیس کمیسیون حقوقی مجلس

ادامه مطلب
[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 23:40 ] [ سید محمد حیدری ]

در دعاوي که با شهادت شهود قابل اثبات است مدعي مي تواند رأي قاضي را به دعوي خود که مورد انکار مدعي عليه است، منوط به قسم او کند. مدعي عليه نيز مي تواند در صورتي که «شاکي» مدعي‌ سقوط دين يا تعهد باشد، حکم به دعوي را منوط به قسم فرد مدعي کند.

مدعي يا مدعي عليه در صورتي مي توانند تقاضاي قسم از طرف ديگر داشته باشند که عمل دعوي منتسب به آن فرد باشد بنابراين در دعاوي بر صغير و مجنون نمي توان قسم را بر ولي يا وصي يا قيم متوجه کرد مگر نسبت به اعمال صادره از شخص آن ها، آن هم تا زماني که به ولايت يا وصايت يا قيمومت باقي هستند.

فردي که قسم متوجه او شده است در صورتي که بطلان دعوي طرف را اثبات نکند يا بايد قسم ياد کند يا قسم را به طرف مقابل واگذار کند، در غير اين صورت بايد خودش قسم ياد کند. دادگاه مي تواند با توجه به اهميت موضوع دعوي، شخصيت طرفين، اوضاع و احوال مؤثر مقرر دارد که قسم با انجام تشريفات خاص مذهبي ياد شود قسم به فردي متوجه مي شود که اگر اقرار کند، اقرارش نافذ است.

تقاضاي قسم قابل توکيل است و وکيل در دعوي مي تواند طرف را قسم دهد اما قسم ياد کردن قابل توکيل نيست و وکيل نمي تواند به جاي موکل قسم ياد کند. قسم قاطع دعوي است و هيچ گونه اظهاري که منافي با قسم باشد از طرف مقابل پذيرفته نخواهد شد.قسم فقط نسبت به افرادي که طرف دعوي بوده اند و قائم مقام آن ها مؤثر است، در دعوي بر متوفي در صورتي که اصل حق ثابت شده و بقاي آن در نظر حاکم ثابت نباشد حاکم مي تواند از مدعي بخواهد که بر بقاي حق خود قسم ياد کند.

 در اين مورد فردي که از او مطالبه قسم شده است، نمي تواند قسم را به مدعي عليه واگذار کند. اين مورد زماني که مدرک دعوي مدعي سند رسمي است جاري نخواهد بود. فردي که اقرار کرده مي تواند نسبت به آن چه مورد ادعاي اوست از طرف مقابل تقاضاي قسم کند، مگر اين که مدرک دعوي مدعي سند رسمي يا سندي باشد که اعتبار آن در دادگاه محرز شده است. توسل به قسم وقتي امکان دارد که دعوي حقوقي نزد قاضي به موجب اقرار يا شهادت يا علم قاضي ثابت نشده باشد، در اين صورت مدعي مي تواند حکم به دعوي خود را که مورد انکار مدعي عليه است، منوط به قسم او کند.

[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 17:38 ] [ دانیال نصیری ]
ع از واژههای متضاد به شمار میرود، چراکه در لغت به معنای خریدن و فروختن است. قانون مدنی در مادۀ 338 بیع را اینگونه تعریف كرده:

 

«بیع عبارت است از تملیك عین به عوض معلوم.»

از این تعریف بدست میآید كه بیع عقدی، عوض و تملیكی است. بنابر تعریف بیع، مبیع باید عین مانند خانه، زمین باشد. پس هیچگاه منفعت و عمل را نمیتوان مبیع قرارداد. در مورد ثمن هیچگونه قیدی در تعریف دیده نمیشود زیرا قانون از ثمن به كلمۀ عوض تعبیر كرده كه میتواند شامل عین، منفعت و عمل نیز باشد.
عقد بیع دارای دو موضوع است: مبیع و ثمن، در عرف كنونی ثمن بطور معمول پول است نه كالا.
مبیع باید عین باشد یعنی، محسوس و مادی باشد و بطور مستقل مورد داد و ستد قرار گیرد و مالیت داشته باشد و همچنین معین بوده و مبهم نباشد .
عقد بیع مانند عقود دیگر در صورتی منعقد میگردد كه دارای شرایط اساسی صحت معامله باشد.(م190ق.م)
هرگاه در معامله این شرایط موجود باشد آن معامله صحیح و دارای آثاری است كه قانون لازمۀ آن معامله دانسته است.
قانون مدنی آثار بیع را در مادۀ 362، با عبارات زیر بیان میكند:

 

«آثار بیعی كه صحیحاً واقع شده باشد از افراد ذیل است.
1- به مجرد وقوع بیع مشتری مالك مبیع و بایع مالك ثمن میشود.
2- عقد بیع بایع را ضامن درك مبیع و مشتری را ضامن درك ثمن قرار میدهد.
3- عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.
4- عقد بیع مشتری را به تأدیه ثمن ملزم میكند.»
برچسب‌ها: حقوق مدنی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 19:41 ] [ دانیال نصیری ]
سلام

تعجب آور است بیشتر از نظر در مورد مغز مطلب اخیر در مورد عکس آن نظر به ثبت رسیده بود نمی دانم چرا نسبت به این عکس اکثر دیدگاه ها سکسی بود باید خدمت این افراد عرض کنم اگر با سکس مشکل دارن بشینن مفصل فروید بخونن شاید به یه نتیجه ای رسیدن که ببینند جایگاه سکسی اصلا در زندگی آدمی کجاست . جامعه ی ایران یک جامعه ی بسته هست به نظرم حداقل قشر تحصیل کرده باید مشکلشون رو با این موضوع حل کنن اگر چه این پست و این عکس به نظر من نه سکسی هست و نه در مورد سکس اصلا موضوع اصلی یه چیز دیگه بود. من نه روشن فکرم نه غرب زده و نه چیز دیگه در مورد موضوع اصلی هم باید بگم برای من خیلی دردناک هست که همچین پستی بذارم و مشکلات جامعه رو بیان کنم و امیدوارم هم ایران و هم جهان آینده ی روشنی داشته باشن که نیازی به این مطالب نباشه و به نظرم این با یک انقلاب محقق می شه نه انقلاب به معنای سیاسی اون انقلاب باید از درون خود آدم شروع بشه منی که می آیم غیبت رفیق خودم را می کنم.. ما در این مسائل پایین وسطحی اخلاقی مشکل داریم. منی که هنوز از کوروش حرف می زنم، از مسائل ناسیونالیستی حرف می زنم، آن سه شعار را به گردن می اندازم و دارم باهاش پز می دهم آیا بهش معتقدم؟ آیا دارم بر همین اساس رفتار می کنم؟ من الان خیلی متاسفم که انگار رفتم بالای منبر و قرار درس اخلاقی بدهم. من یک آدم ضد اخلاق هستم. اما سوال من از این جامعه این است که این جامعه ایی که صحبت از اخلاق می کند آیا خودش می خواهد به خودش بیاید، آیا می خواهد حرکتی انجام دهد؟ می خواهد کاری با خودش انجام دهد؟ این کار می خواهد از کجا شروع شود؟ این سوالاتی است که ما باید بکنیم. آیا جامعه ما جامعه تنبلی نیست؟  تنبلی به این معنا نه اینکه حالا بلند شود فردا اسلحه بردارد انقلاب کند. نه انقلاب درونی. با جرات بگویم اگر در فردای جامعه ایران ما نیاز به انقلابی داشته باشیم انقلاب شخصی است نه انقلاب اجتماعی. من فکر می کنم بهترین تعبیر را از بابک احمدی شنیدم که جامعه به یک نقطه ایی برسد که تک تک اشخاص یک روشنفکر باشند، این روشنفکری چطور اتفاق می افتد؟ این روشنفکی موقعی اتفاق می افتد که ما با ایجاد یک گفتمان خاص؛ یک این گفتمان خاص را به بطن جامعه برسانیم و دوم بین گفتمان های خاص در جامعه ارتباط حاصل شود. این نهایت در ابتدای امر است و پس از آن تازه باز هم شروع می شود که بتوانیم در جامعه ای زندگی کنیم که همدیگر را بفهمیم، بهم عشق بورزیم، احترام و اعتماد داشته باشیم و شاید بتوانیم یک زندگی درست و حسابی در مقام یک انسان داشته باشیم که از انسان بودن خودمان شرمنده نشویم. و در آخر روزی برسد که صحبت از ستم نباشد، روزی برسد که آدم ها به خاطر زن بودن مورد تجاوز قرار نگیرند و به حقوق شان تجاوز نشود، به دلیل همجنس گرا بودن، به دلیل عقاید دینی و عقاید سیاسی. این روز خیلی زیبایی است یعنی اگر این روز برسد که من ازش استقبال می کنم.


[ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 13:44 ] [ دانیال نصیری ]

هفتم اسفند روز وکیل مدافع و استقلال کانون وکلا مبارک

دعای روز وکیل مدافع

خدایا به وکلا قدرتی بخش تا حقیقت را قربانی مصلحت نکنند

خدایا به قضات بصیرتی ده تا وکیل را در موازات خویش ببینند نه در مقابل خویش


خدایا به شایعه پراکنان درآمد های افسانه ای وکلاء بینایی ده تا واقعیت را ببینند و از گفتار خویش شرمنده شوند

خدایا به صدا و سیمای ما درکی ده تا از تحریف حقایق وکیل و وکالت توسط برخی نادان/ آگاه/ و بصیرتی ده تا تفاوت  حقیقت و سو ظن را دریابند
خدایا تو بر پیدا و نهان خلق آگاهی حیلتی کن تا مکر بد خواهان استقلال وکیل  به خودشان باز گردد

خدایا به حکام (قضات) نالایق لیاقت و به ناظران بی تعهد مسئولیت و به وکلای بی تعهد بیاموز که دنیا بسیار کوچک است و عمر بسیار کوتاه

خدایا به مقننین ما درکی عطا کن که از آزمودن آزموده خلاص تا از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند

خدایا به وکلای ما دانایی ده تا بدانند احقاق حق شیرین ترین پاداش است نه پیروزی  و بصیرتی ده تا فرق این دو را دریابند

خدایا به جامعه ما بصیرتی ده تا فرق کار چاق کن و وکیل مدافع را دریابند و آگاهی ده تا فرهنگ وکالت را بیاموزند

خدایا به قضات جوان دانش و بینش و به حکام دانشمند تواضع و فروتنی و به متخلفین زیرک وجدان عطا کن

خدایا به متولیان امور وکالت یاری بخش تا روزنامه ای وزین و در خور شان وکلاء تاسیس تا در برابر حملات بدخواهان  مدافع حق و حقیقت باشد

خدایا به دولتمردان آگاهی ده تا بدانند راه ایجاد اشتغال گزینش بی حد و حصر در برخی مشاغل نیست  که این عمل منجر به قربانی شدن گروه کثیری از اصناف می گردد

خدایا به حامیان دولتی شدن وکالت بصیرتی عطا کن تا بیا ندیشند آیا اگر خود یا عزیزانشان گرفتار اتهام شدند وکیل مستقل بدادشان خواهد رسید یا وکیل وابسته! و شهامتی عطا کن که تفاوت این دو را دریابند

[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 0:24 ] [ سید محمد حیدری ]

Runaways girls age in Iran, start from nine years old!

بر اساس گزارش محرمانه ای که چندی پیش از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش
منتشر شد، علاوه بر افزایش بی سابقه آمار دختران فراری، کاهش متوسط سن آنان در ایران هم اکنون به حداقل نه سال تقلیل یافته است.

دو علت مهم فرار دختران از خانه: ۱- تحمیل عقاید والدین به دخترانی است که سن بلوغ را طی میکنند
و ۲-اجبار آنان به ازدواج ناخواسته است. طبیعتا این امر در سنین ۱۴ تا ۲۰ سالگی بیشتر رخ می
دهد. از دلایل دیگر فرار دختران از خانه میتوان؛ شرایط نابسامان خانوادگی، از هم پاشیدگی خانواده،
اعتیاد، مشکلات اقتصادی، ازدواج مجدد والدین و خشونت های جسمی و روانی، سختگیری خانواده
های متعصب در مورد دختران، تجاوزهای جنسی بوسیله نزدیکان، فقر و … را نام برد.

[ جمعه چهارم اسفند 1391 ] [ 21:23 ] [ دانیال نصیری ]

    تا زمانی که  نگاه ما حقوق خوانان ( پارادوکسی برآنچه ما فکر میکنیم که حقوق دان هستیم) برای اتمام دوره ی کارشناسی به حقوق صرفا جنبه ی یک رشته ی درآمد زا باشد و نیز فنی که به وسیله ی آن بتوان حقوق اساسی و عمومی و همه ی قوانین داخلی و بین المللی را به نحوی به نفع اشخاص خصوصی تغییر داد (مثلا برای گرفتن حکم مورد نظر وکیل در دادگاه) و نه اینکه حقوق به منزله ی یک علم و روشی برای رسیدن به اهداف عالیه ی آن از جمله عدالت ،برابری،مساوات،حاکمیت قانون و مردم در نظام های حقوقی باشد... باید فقط و فقط به فکر گذراندن دروس به هر نحوی که شده باشیم

تاسف تاسف تاسف

اما برای چه تاسف داشته باشیم؟؟؟

برای حقوق؟؟!!

نه!

برای مردم

برای مردمانی که قانون گذارن و قضات و وکلای آینده ی ایشان ماییم

مایی که فقط و فقط یک نگاه ابزاری به حقوق داریم

مایی که در دانشکده های حقوق یا بهمان یاد میدهند چگونه قوانین را دور بزنیم یا یاد میگریم چگونه دور قانون به نحوی که دوست داریم دور بزنیم!

نمیخواهم نتیجه بگیرم

چون یاد گرفته ام که درب نتیجه را باز بگذارم..........

[ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ] [ 16:27 ] [ سید محمد حیدری ]
 روزی زنی از یکی از حقوقدانان برجسته پرسید :

  تا کی می خواهید اجازه دهید مردان همسر دوم اختیار کنند

  نمی خواهید جلوی این وضع را بگیرید؟

  حقوقدان گفت :تا زمانی که زنان بپذیرند همسر دوم

  مردی که زن دارد نشوند..............................!!!!!
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 1:31 ] [ دانیال نصیری ]
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 1:29 ] [ دانیال نصیری ]

چند روز است سیگارم دلم را می زند

میلی ندارم...

اما بی انصافیست..


آنطور که تو مرا ترک کردی ُترکش کنم

شاید دلی در سینه نحیف اش با هرپک می تپد

اعتراف می کنم

هیچگاه سیگارم را ترک نخواهم کرد ..............

[ شنبه بیست و یکم بهمن 1391 ] [ 17:27 ] [ سید محمد حیدری ]

سخت است حرفت را نفهمند،سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد وقتی این

همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،اشتباهی هم فهمیده اند.

 
دکتر علی شریعتی

[ جمعه دهم آذر 1391 ] [ 17:6 ] [ دانیال نصیری ]

آبروی حسین به کهکشان می ارزد


یک موی حسین بر دو جهان می ارزد


گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست


گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

-------------------------------------------------

عاشورای حسینی برشماتسلیت باد.

التماس دعا

[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 19:26 ] [ دانیال نصیری ]
چی شد که سیگاری شدی ؟

یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم...!!!

چی شد که ترک کردی؟
...
یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم...!!!

چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟

یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم...!!!

چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟

یه شب بارون میومد...خیلی تنها بودم...تو خیابون دیدمش…

اون تنـــــــها نبـــــــود.......!!!!!!!!!!!!

[ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 2:32 ] [ سید محمد حیدری ]

دان هرالد
(Don Herold) کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایى در سال ۱۸۸۹ در ایندیانا متولد شد و در سال ۱۹۶۶ از جهان رفت. دان هرالد داراى تالیفات زیادى است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم…» او را در جهان معروف کرد. بخوانید:

«البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد.

اگر عمر دوباره داشتم مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مى شدم. فقط شمارى اندک از رویدادهاى جهان را جدى مى گرفتم. اهمیت کمترى به بهداشت مى دادم. به مسافرت بیشتر مى رفتم.از کوههاى بیشترى بالا مى رفتم و در رودخانه هاى بیشترى شنا مى کردم. بستنى بیشتر مى خوردم و اسفناج کمتر. مشکلات واقعى بیشترى مى داشتم و مشکلات واهى کمترى. آخر، ببینید، من از آن آدمهایى بوده ام که بسیار مُحتاطانه و خیلى عاقلانه زندگى کرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته منهم لحظاتِ سرخوشى داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از این لحظاتِ خوشى بیشتر مى داشتم. من هرگز جایى بدون یک دَماسنج، یک شیشه داروى قرقره، یک پالتوى بارانى و یک چتر نجات نمى روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبک تر سفر مى کردم
.اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مى رفتم و وقتِ خزان دیرتر به این لذت خاتمه مى دادم. از مدرسه بیشتر جیم مى شدم. گلوله هاى کاغذى بیشترى به معلم هایم پرتاب مى کردم. دیرتر به رختخواب مى رفتم و مى خوابیدم. بیشتر عاشق مى شدم. به ماهیگیرى بیشتر مى رفتم. پایکوبى و دست افشانى بیشتر مى کردم. سوار چرخ و فلک بیشتر مى شدم. به سیرک بیشتر مى رفتم
در روزگارى که تقریباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسى وخامت اوضاع مى کنند، من بر پا مى شدم و به ستایش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مى پرداختم. زیرا من با ویل دورانت موافقم که مى گوید: شادى از خرد عاقل تر است  

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 ] [ 20:49 ] [ دانیال نصیری ]

 بحث شكنجه و بدرفتاری از منظرهای مختلفی میتواند مهم ارزیابی شودو مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد. حداقل آنكه اعلامیه جهانی حقوق بشر كه به مثابه آرمان مشترك تمام انسانها و ملت ها مطرح است, در ماده 5 خود تاكید كرده است: هیج كس نباید شكنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه, ضد انسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد, همچنین در اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح شده است كه: ” هر گونه شكنجه برای گرفتن اقرار و یا كسب اطلاع, ممنوع است…” اصل 39 قانون اساسی نیز میگوید: ” هتك حرمت و حیثیت كسی كه به حكم قانون دستگیر, بازداشت, زندانی یا تبعید شده, به هر صورت كه باشد, ممنوع و موجب مجازات است.” اما از منظر روانشناختی  اهمیت و ضرورت پرداختن به بحث شكنجه و بدرفتاری چیست؟ به ویژه آنكه ممكن است در نگاه اول این مقوله, بحثی محدود به اقلیتی بسیار محدود و وابسته به حقوق اساسی معدودی از شهروندان تحلیل شود ؟


ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم آبان 1391 ] [ 21:39 ] [ دانیال نصیری ]
خوابگاه۱-محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط
۲-مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش

شب امتحان
۱-شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است
۲-شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند

جزوه خوش خط دخترها
۱-بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
۲-طلای کاغذی

تقلب
۱-یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان
۲-تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان

مشروط شدن
۱-عمراٌ، من تو دبیرستان معدل کمتر از ۱۸ نداشتم
۲-نمک تحصیل در دانشگاه

وام دانشجویی
۱-کمک هزینه برای دانشجو
۲-مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته

ازدواج دانشجویی
۱-حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل دارم
۲-کو؟ کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟

حراست
۱-ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
۲-ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان

دانشجو
1-فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است
۲-ها ایی دانشجو که وگفتی یعنی چه؟؟؟!!!!

[ جمعه دوازدهم آبان 1391 ] [ 13:4 ] [ دانیال نصیری ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگ بچه های حقوق شهید بهشتی
برچسب‌ها وب
امکانات وب
  • یکتا گستر
  • گلریزون